۱۳۹۰ اردیبهشت ۱, پنجشنبه

اصل ولایت مطلقه فقیه و نقش رئیس جمهور

از همه ی حرف و حدیث های پیرامون عزل و نصب حیدر مصلحی وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی که بگذریم، یک سئوالی پیش می آید و آن هم دخالت غیر قانونی مقام عظمای ولایت در کابینه ی دولت است.
چنانچه براساس ادعای جنبش سبز، از تقلبات گسترده! در انتخابات جلوگیری شده بود و مهندس موسوی در کسوت ریاست جمهوری بود، آیا می توانست جلوی دخالت های مقام شامخ ولایت را در کابینه اش بگیرد؟ در خودرای بودن احمدی نژاد شکی نیست. آیا مهندس موسوی دارای چنان قدرتی بود که جلوی اینگونه دخالت ها را بگیرد؟
حالا عوض کردن "وحی منزل" یعنی قانون اساسی جمهوری اسلامی را پیش کش میکنیم به مهندس موسوی. این ها نشانه هایی هست که جمهوری اسلامی در این تاریخ و سال قابل اصلاح نبوده و هرگونه ادعای اصلاح طلبی در همان نطفه خفه خواهد شد. چنانکه شاهد هستیم مهندس موسوی و شیخ اصلاحات، هر دو وعده ی اصلاحات داده بودند و هرگز سخنی از براندازی به میان نراندند و اینگونه آنها را در حصر خانگی محبوس نمودند و یارانشان را در اوین و تبعیدگاه ها.
به قول دوستی "آنگاه که باید اصلاحات میکردیم، انقلاب کردیم و حالا که وقت انقلاب است به دنبال اصلاحات هستیم"
عزت زیاد.

برچسب‌ها:

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۱, دوشنبه

انتخاب مجدد احمدی نژاد عامل سقوط نظام؟

دیشب تو bbc حسین باستانی داشت در مورد اینکه چرا در این دوره، تلویزیون تنور انتخابات رو داغ نمیکنه، صحبت میکرد. و با توضیحاتی که میداد... میگفت احمدی نژاد- در صورت تحریم انتخابات- با 10 میلیون رای خیلی راحت میتونه برای 4 ساله دیگه ماندگار بشه. 5-6 میلیون بسیجی و سپاهی هست و 4 میلیون هم از افرادی که تحت تاثیر سفرهای استانی هستند رای جمع میکنه. حالا دیگه خود دانید..... تحریم یا مشارکت؟!

اگر فکر کردید(اکثر تحریمی ها چنین نظری دارند) که با اومدن احمدی نژاد، رژیم سقوط خواهد کرد. این خیاله باطله.... چون اگر احمدی نژاد رای بیاره، تا پایان امسال مطمئن باشید در حد کنسولگری، ایران با آمریکا رابطه برقرار خواهد کرد. و احمدی نژاد برای گرفتن تضمین امنیتی از طرف آمریکا، نفت رو به صورت صلواتی در اختیار مثلاً Shell و غیره قرار خواهد داد.

فکر نکنید رابطه با آمریکا چیزی رو در ایران عوض میکنه. سیاست آمریکا در خاورمیانه حمایت از حکومت های سرکوبگر و دیکتاتور هست. همونطور که می بینید آمریکا در منطقه هم پیمان هایی مثل مصر، عربستان و اسرائیل داره که دیگه فکر نکنم حکومت هایی بدتر از این ها در نقض حقوق بشر و حقوق شهروندی در خاورمیانه داشته باشیم.

اما اگر شخص دیگری از جناح مقابل اصولگرا ها، برنده انتخابات بشه، جناح اصولگرا برای اینکه ایجاد ارتباط با آمریکا را برای خود محفوظ بداره، جلوی هرگونه برقراری رابطه را خواهد گرفت.(همونطور که دیدید با دستگیری رکسانا صابری فعلاً داستان برقراری رابطه را مسکوت گذاشتند تا بعد از انتخابات و همونطوری هم که میبینید رای تبرئه رکسانا صابری را میگذارند برای روزهای پایانی انتخابات، هم برای ایجاد محبوبیت برای احمدی نژاد و هم اینکه فعلاً داستان برقراری رابطه در همان سطح قبلی بمونه) دولت آمریکا هم کاری به نوع حکومت در ایران ندارد. آمریکا امنیت و ثبات در منطقه میخواد، حالا بر هر شکلی که بشه. در نتیجه براش فرقی نمیکنه تضمین امنیتی رو به احمدی نژاد میده یا هر کس دیگری. آمریکا یک معامله پایا پای با ج.ا.ا خواهد کرد و آن نفت در برابر تضمین امنیتی است.

پس برقراری رابطه با آمریکا یعنی سخت شدن راه اصلاحات، افزایش سرکوب نیروهای اصلاح طلب داخلی. این رو هم در نظر بگیرید که در صورت بیرون آمدن ج.ا.ا از انزوای فعلی، درآمدهای نفتی بیشتری برایش حاصل میشود و بواسطه این درآمد و حمایت بین المللی میتواند هر کاری را که بخواهد با مردم ایران بکند. همانطور که حسنی مبارک با مردم مصر میکند و هیچوقت در سازمان ملل، حکومت مصر محکوم به نقض حقوق بشر نمیشود؛ علیرغم گزارش های مکرر سازمان های حقوق بشری در مورد وخامت حقوق بشر در کشورهایی مثل مصر، عربستان، پاکستان و ....

چنانچه با تعمق بیشتری به آینده نگاه کنیم، سرنگونی حکومت با انتخاب مجدد احمدی نژاد حاصل نمیشود. چرا که اصولگرا ها به دنبال یافتن متحدان خارجی هستند و بنا به گفته رهبری، نیروهای سپاه و بسیج بیشتر مشغول تهدیدات داخلی خواهند شد( و در نتیجه سرکوب مخالفت های داخلی با تمام قوا و قصاوت) و در عرصه بین المللی متحدان غربی حافظ امنیت ج.ا.ا خواهند بود.

در پایان، رای به یک جناح میانه رو، میتونه چراغ اصلاحات رو روشن نگه داره.

در حال حاضر با دیدن شرایط موجود من تغییر عقیده داده ام و فکر میکنم شرکت در انتخابات بر روی خیلی چیزها تاثیر میگذارد که اگر بخواهیم در مورد هریک خودمان شخصاً آگاهی پیدا کنیم، زمان زیادی را میگیرد. در شرایط فعلی باید ببینیم روشنفکران فعلی جامعه سیاسی ایران، کدام راه را برگزیده اند. ما هم باید از آنها پیروی کنیم.

برچسب‌ها: ,

۱۳۸۸ فروردین ۳۱, دوشنبه

برسد به میرحسین و دلباختگانش

میرحسین موسوی: گشت های ارشاد را جمع اوری میکنم.

فرمانده نيروي انتظامي :تعطيل شدن طرح امنيت اجتماعي تبليغات انتخاباتي است

---------------------------------------------------------------------------------

محمود احمدی نژاد (4 سال قبل) : نفت را بر سر سفره مردم می آوریم.

غلامحسین الهام( سخنگوی دولت نهم) : نفت بوی بد می دهد. جایش بر سر سفره نیست.

اظهاراتی از این قبیل، صرفاً فرصت طلبی و قدرت طلبی افراد را برای نگارنده عیان می کند. البته بنده نه چهار سال پیش به چنین وعده هایی باور داشتم و نه حالا که کپی رنگی احمدی نژاد وعده های جوانپسند می دهد.

میرحسین موسوی به ما می اموزد که هموطنان من، حافظه ندارند. یادشان می رود و بعد از اینکه رای آورد، در جلوی دوربین می گوید که مردم ایران، بهترین مردم دنیا هستند.

آری، بهترین هستند برای فرصت طلبان و سو استفاده گرانی همچون تو. زیرا نه تو را بازخواست می کنند و نه از گذشته(دوران احمدی نژاد) پند می گیرند و همواره از یک سوراخ گزیده می شوند.

بهترین هستند، چون آنچنان دلباخته ات می شوند که برایت قصیده ها می سرایند و تو را مدح می کنند و در کنار این شعر سرائی، به بدترین الفاظ به مقابله با منتقدین تو می پردازند، گواه این ادعایم را می توانی در دمِ دستی ترین جا، یعنی اینترنت بیابی.

بهترین هستند، چرا که به دست این هواداران دلباخته، مُهر هایی داده ایی که بر رویش نوشته است "احمدی نژاد" و گفته ایی، هرگاه فردی لب به انتقاد گشود، بر پیشانی اش مُهر احمدی نژاد بکوبید تا فرد منتقد از ترس اینکه مبادا منتسب به دار و دسته احمدی نژاد بشود، دیگر حرفی نزند.

در پایان هم از فضای موجود سو استفاده کرده، از منتقد می پرسید تو که نقد میر حسین را می کنی، چه راهکاری داری؟ منتقد از ترس، سکوت می کند. سخنی به لب نمی آورد. چون می داند که همین شما ها به وی اتهام براندازی می زنید و درد سر برایش ایجاد می کنید. اما در جلوی دوربین حرف از آزادی و کرامت انسانی می زنید.

می دانم آقای موسوی، با خود می گوئید؛ چرا احمدی نژاد از این مردم رای بگیرد ولی من نگیرم؟ من هم دست به عوام فریبی می زنم و شعار می دهم. مردم هم که بر سر ذوق می آیند از این شعارها و سینه ها چاک می دهند. بگذار بگویم، کی به کی است؟ نه رسانه ی آزادی هست و نه کسی یارای مقابله با یکه تازی مرا دارد.

می آیی با سخنانت مردم را تحریک می کنی اما از نوع بیهوده:

"مهندس موسوی با انتقاد برخي از اقدامات جریانی که به نظر مي‌رسد با هدف خريد رأي صورت گرفته و با اهدای هدایا از بیت‌المال به مردم درصدد تأمین منافع انتخاباتی خود است، اظهار کرد: بحث خرید رای در صورت وجود، یکی از مهمترین مسائل و آفات این انتخابات است."

آقای مهندس، چرا از روی شکم صحبت می کنی؟ چنین اظهاراتی غیر از تحریک افکار عمومی هست؟

دلباختگان میرحسین، می دانم در این لحظه چنان برافروخته اید که مُهر "احمدی نژاد" خود را بیرون کشیده اید. اما دست نگه دارید. بگذارید ادامه بدهم.

آقای میرحسین، هم شما و هم نگارنده؛ از مفاد قانون اساسی اطلاع داریم و حدود اختیارات رئیس جمهوری را می دانیم. اما شما سیاستمدار هستید و من دانشجو. من اگر یک دانشجوی بی اخلاق باشم، سر و کارم با کمیته انظباتی است. اما شما که یک سیاستمدار بد اخلاق هستید، نه تنها مواخذه نمی شوید، بلکه برای دروغگویی و عوام فریبی تان(بد اخلاقی) سوت و هورا تحویل می گیرید و صد البته در دل خود به مخاطبان خود پوزخند می زنید.

شما هم می دانید که هیچ یک از این جوانان دلباخته، یکبار هم در زندگی اشان، کتابچه قانون اساسی کشورشان را ندیده اند، چه رسد که آنرا خوانده باشند. خوب حق هم دارند که نه تو را مواخذه کنند و نه تو را به چالش بکشند. یک آهنگساز ایرلندی به نام بونو(Bono) می گوید:

The less you know, the more you believe.

آقای میرحسین، شما هم می دانید که رئیس جمهور اختیار خودش را هم ندارد. چرا که بنی صدر با آن همه رای، به فرمان صرفاً "یک نفر" نه تنها از کار بر کنار که از کشورش هم گریخت. پس همگی با شان یک رئیس جمهور در نظام ولایت محور آشنا هستیم.

آقای خاتمی بزرگوار هم با رای 18 میلیونی اش، نتوانست لوایح دو قلویش را تصویب کند و همینطور محمود احمدی نژاد هم نتوانست که بانوان را به یک ملک دولتی(استادیوم آزادی) راه دهد. البته این را ذکر کنم که اصلاحات هر کسی به اندازه ی قواره اش است. من دو مثال از حد بالا(آقای خاتمی) و حد پائین(آقای احمدی نژاد) قواره یک رئیس جمهور در این سی سال زدم. شما هم با شخصیت ژانوسی اتان، به یقین در بین این دو حد قرار دارید.

آقای میر حسین، شما می توانید به جای شعار های تو خالی که هم خودتان می دانید و هم افرادی مثل من که همه چیز را زیر سئوال می برند، اجرائی نخواهند بود، بیاید صداقت پیشه کنید و اخلاق سیاست ورزی را ولوو در این شرایط آلوده به همگان نشان دهید. بیاید بلندگوی مردم باشید. بیاید در حدود اختیاراتتان صحبت کنید. بیاید از مشکلات خدمات درمانی و نحوه اصلاح آن سخن بگویید که یک ایرانی به خاطر تنگدستی مالی در راهروهای بیمارستان ها جان نسپارد. در مورد آزمون سراسری دانشگاه ها و انحرافات در این زمینه صحبت کنید. بیاید در مورد سطح کیفی آموزش در دانشگاه ها صحبت کنید. در مورد وضعیت فعالیت های هنری سخن بگویید، به شما می گویم که در دانشگاه ما 4 سال هست که سازی نواخته نشده.

و البته هزاران مطالبه اساسی دیگر هست که اتفاقاً در حدود اختیارات یک رئیس جمهور ولایت فقیهی هم هست. من مثل شما اطرافم را مشاوران نگرفته ام که بتوانم تک تک مشکلات حل شدنی را به شما گوشزد کنم. من مشکلاتی را که خودم با آن در گیر بوده ام را گفتم و البته مشکلاتی را که می دانم در خوزه اختیارات شما نیست را نگفتم( مانند دغدغه ایی که در مورد دانشجویان در بند دارم و مشکلات ناشی از عدم وجود آزادی بیان)

آقای میرحسین، می دانم که شما یا آقای کروبی رئیس جمهور بعدی هستید، اما با این شیوه ایی که در پیش گرفته اید، مردم را بعد از 4 سال، مایوس تر از هم اکنون می کنید. چرا که متاسفانه مردم احساسی ما، می خواهند همه چیز را بیازمایند.

امیدوارم روزی برسد که سیاست پیشگانی داشته باشیم که در کنار سیاس بودن، دروغگو نباشند. که لازمه این امر داشتن رسانه های آزاد است. آقای میرحسین ادعایی نکنید که بعداً قادر به انجامش نباشید و مردم را مایوس کنید.

بهتر است به جای راه انداختن ستاد صیانت از آرا؛ در وجدان خودمان ستاد صیانت از لِسان راه بیاندازیم که سودش بیشتر است از ساختن شایعه های تقلب در آرا. چرا که هیچ به یاد ندارم در زمان انتخابات کسی به آقای کروبی اعتقادی داشت و همه از او و پنجاه هزار تومان موعودش به تمسخر یاد می کردند.

آقای میرحسین، دغدغه شما فساد اداری-اقتصادی است؟! خوب بیشترین فساد در نهادهایی هست که شما هم می دانید و مردم کوچه بازار هم اسمشان به گوششان خورده است. همان نهادهایی را می گویم که هیچکس حق تحقیق و تفحس از آنها را ندارد. با وجود چنین قوانینی چگونه می خواهید فساد را ریشه کن کنید.

خداوند بزرگ همه را عافبت به خیر کند.

این دود سیه فام که از بام وطن خاست از ماست که بر ماست
وین شعله سوزان که بر آمد زچپ و راست از ماست که برماست

جان گر به لب مارسد از غیر ننالیم با کس نسگالیم
از خویش بنالیم که جان سخن اینجاست از ماست که بر ماست

گوییم که بیدار شدیم ! این چه خیالیست بیداری ما چیست ؟
بیداری طفلی است که محتاج به لالاست از ماست که بر ماست.

برچسب‌ها: